معماری هایتک

معماری های تک

معماری هایتک

در سال ۱۹۷۱، دو معمار جوان ایتالیایی تبار به نام‌های ریچارد راجرز ساکن انگلستان و رنزوپیانو ساکن ایتالیا، در مسابقه طرح ساختمان مرکز ژرژپمپیدو در پاریس در بین ۶۸۱ شرکت کننده برنده اعلام شدند. نمای این ساختمان را مجموعه‌ای از دودکش‌ها، آبگردان‌ها، لوله‌های تأسیساتی و ستون‌ها، تیرها، بادبندها، راه پله‌ها و مسیرهای رفت‌ و آمد تشکیل می‌داد. این معماران آغازگر سبکی در اروپا بودند که به نام‌ های ـ تک یا تکنولوژی بسیار پیشرفته معروف گردید.

 معماران این سبك تكنولوژی را دستاورد بزرگ مدرنیته و مهم‌ترین عامل توسعه و پیشرفت در قرن بیستم می‌دانند. از نظر آنها، عصاره و مشخصه هر عصر در معماری آن دوره شكل كالبدی یافته است. به عنوان نمونه، معابد یونان باستان با آن نظم و تناسبات كامل هندسی، تبلور ذهنیت كمال گرای یونانیان باستان استو بناهای عظیم روم باستان، نمایش قدرت امپراتوری و حكومت سزارها می‌باشد و بالاخره كلیساهای سر به فلك كشیده گوتیك نمایش دهده قدرت كلیسا و ذهنیت قرون وسطا است.

به همین ترتیب، ساختمان‌های امروز می باید نمایش دهنده عصارة فكری و تكنیكی عصر حاضر یعنی تكنولوژی باشد. نظریات و مبانی معماری مدرن و های ـ تك در اصول، بسیار به یكدیگر نزدیك است و می‌توان گفت كه معماری‌های ـ تك فرزند خلف معماری مدرن است. ولی از نظر شكلی تفاوت‌های بین این دو مكتب معماری مشاهده می‌شود.

 به طور كلی می‌توان بیان كرد كه ‌آن سادگی و بی‌پیرایگی كه در معماری مدرن وجود دارد در های ـ تك ملاحظه نمی‌شود واگر معماران مدرن در طرح‌های خود ماشین را به نمایش می‌گذارند، معماران های ـ تك داخل ماشیین و اجزاء آن را نشان می‌دهند.

ریچارد راجرز در مصاحبه خود با تلویزیون بی بی سی این عقیده را چنین بیان می‌كند: «ایده‌هایی كه معماری می‌كنیم، از خیلی لحاظ ریشه در باورهای ما دارد و به این ربط پیدا می‌كند كه ما ساختمان را مثل یك كتاب بخوانیم. برای اینكه ساختمانی خوانا باشد، باید جریان ساختن آن قابل روئیت باشد. این شیوه‌ای است كه ما معماری می‌كنیم و احساس ما این است كه این كار در گذشته هم انجام می شده است این موضوع اصلاً تازگی ندارد، كلیساهای عظیم گوتیك مثالی بسیار روشن است. زمانی كه آب از درون ناودان شرشر كنان تخلیه می‌شود، خیلی هیجان انگیز است. این بسیار روشن و خیلی خوانا است. این نوع معماری مورد علاقه من است.

 علم همه ما را به هیجان می‌آورد. ما معماران عقیده داریم كه قرن حاضر قرن علم است، فیلسوفان نیز همین عقیده را دارند. منظورم از علم خیلی كلی است. ما شاهد انقلابات شگفت آوری در علم بوده‌ایم و عقیده داریم كه علم و تحقیق عملی ما را با اخنگ معماری بهتر آشنا می‌كند و این مورد علاقه ما است كه می‌توان به شكلی مفاهیم علمی را با تعبیر شاعرانه‌ای طرح و تبیین كرد».

راجرز می‌گوید:«همانند كلیساهای گوتیگ، ما ساختار را نمایان می‌كنیم». و در جایی دیگر می‌نویسد:« تكنولوژی به ما كنترل بیشتری عرضه می‌كند و نه كمتر. ساختمان‌های آینده بیشتر شبیه روبات خواهند بود تا معبد. مانند آفتاب پرست، آنها خود را با محیط پیرامون تطبیق می‌دهند«. شاید بتوان زیر بنای فكری این سبك را در جمله راجرز خلاصه كرد كه می گوید در عصر مُدرن باید در ساختمان‌های مدرن زندگی كرد.

 اصول فکری و طراحی این سبک را می توان در ده مورد ذیل خلاصه کرد:

 ۱/ بینش پوزیتیویسم و خوشبینی به علم و پیشرفت علمی و تکنیکی؛

۲/ نمایش تکنولوژی به عنوان عصاره و دستاورد عصر جدید؛

 ۳/ نمایش پروسه ساخت؛

۴/ شفاف نمودن، لایه لایه کردن و نمایش حرکت در ساختمان؛

۵/ نمایش ساختار و اجزاء درون بنا در نمای ساختمان؛ ۶

/ استفاده از رنگ‌های روشن وساده؛

۷/ سازه و ساختار به عنوان تزئینات؛

۸/ استفاده از اجزاء کششی سبک؛

۹/ جدا کردن بخش‌های سرویس دهنده از قسمت‌های سرویس شونده؛

 ۱۰/ طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم ساختمان

 موضوعی كه لویی كان در دهة شصت عنوان كرد (بخش‌های سرویس دهنده ـ قسمت‌های خدماتی ـ از بخش‌های سرویس شونده ـ قسمت‌های سكونتی ـ مجزا شوند) هم اكنون یكی از موارد بسیار مهم در ساختمان‌های های ـ تك است.

لذا داكت‌ها، لوله‌ها و اجزاء تأسیساتی ساختمان و به عنوان راه پله ‌ها از بدنه اصلی ساختمان جدا می‌شوند. حسن این كار ـ بنا به نظر معماران های ـ تك سهولت تعمیر و نگهداری ساختمان است. به علاوه قسمت‌های سرویس دهنده كه عمر نسبتاً كوتاهی دارند (یك الی بیست سال) از قسمت‌های سرویس شونده كه عمر طولانی تری دارند(بیست الی هفتاد سال) به صورت دو قسمت مجزا از هم عمل می‌كنند. در اكثر ساختمان‌ها، بام ساختمان به عنوان سطح پنهان و فراموش شده ساختمان فرض می‌شود، ولی در ساختمان‌های های ـ تك ، بام سطح پنجم بنا است و كاملا طراحی می‌شود.

بخش‌هایی همچون برج های خنك كننده، آبگردان‌ها، پمپ‌های حرارتی، داكت‌ها، لوله‌های تأسیساتی، خرپاها، كابل‌های سازه‌ای و همچنین جرثقیل پاك كردن شیشه‌ها و خرپشتته‌ها، همواره به عنوان بخش مهمی از ساختمان در روی بام طراحی می‌شوند. طرح این بخش‌ها با توجه به چهارنمای دیگر انجام می‌شود و در معرض دید قرار می‌گیرد.

 از دیگر معماران معروف این سبك می‌توان از نورمن فاستر، مایكل هاپكینز نیكولاس گریمشاو و سانتیاگو كالا تراوا نام برد.

بر خلاف تصور عمومی، معماران های ـ تك به تاریخ علاقه‌مند هستند و خود را جدای از آن نمی‌دانند. ولی برداشت و نگرش آنها نسبت به تاریخ به كلی متفاوت از دیدگاه معماران پست مدرن از تاریخ است. ریچارد راجرز به عنوان نظریه پرداز اصلی سبك‌ های ‌ـ تك معتقد است كه « ساختمان‌های عصر رنسانس در فلورانس شباهتی به بافت مجاور خود و معماری گوتیك قرون وسطا نداشتند، بلكه این معماری جلوه‌ای از تبلور عصر جدید را نوید می‌داد». راجرز معتقد است كه « هر بنایی باید نمایانگر زمان خود باشد». به نظر وی در عصر تكنولو ژی نمی‌توان در خانه‌های یونان باستان و یا قصرهای امپراتوری روم باستان زندگی كرد.

راجرز در نقد معماری پست مدرن می‌نویسد:« كسی نمی‌تواند معماری را با نماد قرار دادن درخت نخل، تخم‌مرغ، پرندگان، و نظام هندسی معیوب شده یونانی و رومی كه از مبلمان فروشی‌های چیپندیل خریداری شده، توسعه دهد. تمامی این موارد از خاستگاه و زمینه سیاسی،اجتماعی و تكنیكی خود مجزا شده‌اند».

مسیر سایت